کاری خوب است که خدا درست کند
کاری خوب است که عین الدوله درست کند!
در زمان گذشته چنین رسم بود که فقرا به در منزل اغنیا رفته و درخواست کمک میکردند، بعضی از فقرا بسیار چاپلوسی و تملقگویی مینمودند و از آن جمله یک فقیر بسیار چاپلوسی به در خانه عینالدوله آمد و تکیه کلامش چنین بود، کاری خوب است که عینالدوله درست کند! در همان وقت فقیر دیگری چنین میگفت: کاری خوب است که خدا درست کند. عینالدوله هم روزی چند بار از در خانه در رفت و آمد، بود. شبی دلش برای آنها سوخت و به خدمتگزاران خود دستور داد که غذای لذیذی تهیه کنند. امر عینالدوله اجرا شد و نوکران دو بشقاب نزد او آوردند، یکی مرغی که درون شکمش پر از سکه های طلا بود و بشقاب دیگر غذای سادهای بود. آن گاه عینالدوله دو بشقاب غذا را آورد و آن مرغ شکم طلا را به فقیری داد که میگفت کاری خوب است که عینالدوله درست کند و بشقاب دیگر را که غذای سادهای بود به فقیر دیگر داد که میگفت کاری خوب است که خدا درست کند. از قضا در آن شب فقیری که غذایش مرغ شکم طلا بود، دل درد سختی گرفت به طوری که نتوانست از آن خوراک مطبوع میل کند و سکهها را ببیند. به ناچار غذایش را به فقیر دیگر فروخت نیم قران، فقیر هم غذا را گرفت و برد و هنگامی که مشغول خوردن شد سکههای طلا را دید و با خود گفت کاری خوب است که خد-ا درست کند. آن فقیر متملق هم به هر درد و سختی بود، شب را جمع کرد و درحالی که کمی حالش بهتر شده بود، شروع کرد به گفتن جمله قبلیاش که کاری خوب است که عینالدوله درست کند! عینالدوله از منزل بیرون آمد و دید آن فقیر باز هم آنجا نشسته و همان حرف را تکرار میکند. به فقیر گفت مگر دیشب برایت غذا نیاوردند؟ فقیر گفت چرا ولی حالم بد بود آن را به فقیر دیگری که اینجا بود فروختم و او هم همان دیشب از این جا رفت. عینالدوله گفت: بزنید، این مرد چاپلوس را که میگوید کاری خوب است که عینالدوله درست کند، چون کاری خوب است که خدا درست کند نه عینالدوله، عینالدوله کیست؟
:: بازدید از این مطلب : 424
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0